بنـاها و ديدني هاي بندرانزلي
بندرانزلي از گذشته هاي نه چندان دور به علت مستعد بودن زمين آن يكي از مراگز توليد مركبات وانواع گل بوده است و آنچنانكه توجه همه سياحان وشخصيت هاي خارجي و ايراني كه از طريق انزلي بين ايران و اروپا مسافرت ميكردند .جلب كرده و در ده ها سفرنامه وكتاب خاطرات آنها از باغات ميوه وگل هاي انزلي سخن ها گفته اند . (( مادام كارلاسرنا )) كه در سال 1877 ميلادي 1256 شمسي از انزلي ديدن كرده مي نويسد : ( انزلي نظاره گاهي است كه طبيعت نقشهاي بديع درآن آفريده است .آب و هوا وآسمانش ياد آور (( ناپل )) است .
ميوه هايش وگل وگياهش در حد وفور است ، باغهاي زيبا دارد كه درديوارهاي بلند محصور است .
درختهاي نارنج و پرتقال خانه ها در بلندي يا بلوط و سپيدار رقابت ميكند . عطر گلها و شكوفه هاي اين درختان تا دوردست درفضا پراكنده ميشود و چنان قوي است كه آدمي را مست و دچار رخوت ميكند .
روزي كه براي ديدن يك خانواده محلي رفته بودم يكصد زن را ديدم كه به دوردرخت نارنج و بوتهگل سرخ گرد آمده بودند وبرگهاي گل سرخ را براي تهيه گلاب وبهارنارنج را براي مربا مي چيدند .
اين خلاصه اي از نوشته يك جهانگرد است و مشتي از خروار كه به قول احمدشاه در حين عبور از انزالي گفته است : ( اينجا بهشت روي زمين است ، بهشت همين جاست )
آري خداي بزرگ ، آنچه زيبائي در طبيعت وجود داشت به انزلي و مردم آن بخشيده كه ساحل درياي آن فرح بخش است . در زمستان امواج خروشانش ، سيلي بر سخره ها وكشتي ها و قايق ها مي نوازد و در تابستان امواج بسياركوچك و كف آلودش بوسه برساحل مي زند .