امروز چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸
۱۹:۰۳:۳۸ - دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۱
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
مصاحبه کانون پیشکسوتان با حمید غفاری
آقای غفاری عزیز در ابتدای صحبت بیوگرافی کوتاهی از خودتان بفرمائید. من حمید غفاری هستم متولد 30/06/1354 شهرستان انزلی. البته در واقع متولد سال 55 هستم اما پدر و مادرم شناسنامه ام را یک سال بزرگتر گرفته اند! اولین تیمی که در آن بازی کردم، تیم پایه استقلال انزلی زیر نظر آقای پور نعمت بود. […]

آقای غفاری عزیز در ابتدای صحبت بیوگرافی کوتاهی از خودتان بفرمائید.

من حمید غفاری هستم متولد 30/06/1354 شهرستان انزلی. البته در واقع متولد سال 55 هستم اما پدر و مادرم شناسنامه ام را یک سال بزرگتر گرفته اند!

اولین تیمی که در آن بازی کردم، تیم پایه استقلال انزلی زیر نظر آقای پور نعمت بود. سپس در نوجوانان همان تیم که به چوکای انزلی تغییر نام داد حضور داشتم. در سال 72، 73 بود که هم در جوانان و هم در بزرگسالان چوکای انزلی بازی می کردم. پس از آن برای گذراندن دوران خدمت سربازی ابتدا به فتح تهران و سپس به فجر گیلان آمدم. در آن زمان ( حوالی سالهای 74، 75) بود که فجر گیلان و سپیدرود رشت با یکدیگر ادغام شدند. من به مدت 5 سال بازیکن فجر سپیدرود بودم. البته در این 5 سال چند بار به عنوان یار قرضی به تیم های استقلال رشت و ملوان منتقل شدم و دوباره به سپیدرود برگشتم. مثلا در سال 77، 78 در ملوان به عنوان یار قرضی حضور داشتم ( تا تیرماه 78) و قبل از آن حدود 6 ماه به عنوان یار قرضی در استقلال رشت. اواخر سال 78 بود که دوباره به تیم اول خودم که چوکای انزلی بود برگشتم . البته در این سالها دیگر این تیم تغییر نام داده بود و با نام چوکای تالش به مسابقات ادامه می داد.

پست تخصصی شما چه بود و نوع بازی و مهارت شما در چه بود؟

هافبک نفوذی و پشت فروارد بازی میکردم و به نوعی “پِلی میکر” تیم بودم ولی آقای صالح نیا در چوکا از من در فوروارد استفاده می کرد که من خیلی خوشم نمی آمد! برای همه تیم های گیلانی گلزنی کردم و به همه شان هم گل زدم. به استقلال رشت، ملوان، چوکا، که البته بیشترین گل ها را هم به ملوان زدم که البته در آن سالی که به ملوان رفتم ( 77، 78) برای آنها جبران کردم. وقتی به ملوان رفتم این تیم 12 بازی باقیمانده داشت، برای 2 بازی دیگر هم کارت بازی ام صادر نشد، اما در 10 بازی آخر فصل 7 بازی فیکس بودم و 5 گل هم به ثمر رساندم. به ذوب آهن سایپا، چوکا، فجر سپاسی و فولاد خوزستان گل زدم.

مربیان شما از ابتدا چه کسانی بودند؟

در پایه و نوجوانان که آقای اردشیر پور نعمت بودند و آقای رضا ستوده در تیم آموزش و پرورش انزلی. جالب است بدانید که وقتی به استقلال انزلی رفتم یک اختلافی پیش آمد که برای مدت کوتاهی فوتبال را کنار گذاشتم. آقای امیر زاد سیادان وقتی که ما در سالن در حال بازی کردن در مسابقات فوتبال جام رمضان سال 71 بودیم من را به تیم پیام انقلاب بردند که 6 ، 7 ماهی برای این تیم بازی کردم. سپس در جوانان گیلان انتخاب شدم که آقای نصرت ایراندوست مربی ما بود که مقام سوم کشور را در سال 72 کسب کردیم. و بعد از آن بود که به جوانان چوکا زیر نظر آقای پورنعمت رفتم، در آن زمان مربی بزرگسالان چوکا آقای غفور جهانی بودند. بعد از مدتی که به سپیدرود رفتم در سال 75 مربی ما آقای مجید جهانپور بودند و در فجر هم مدتی آقای عبدالله مرغوب مربی ما بودند. در ابتدای سربازی در فتح تهران بازی می کردم، از چوکای انزلی آمدند مدارک من را گرفتند تا سربازی ام را به گیلان منتقل کنند ولی متاسفانه مدارک من گم شد و به همین دلیل 5 سال سربازی ام طول کشید. در سپیدرود آقایان حمید رجبی نیا و ایرج خوالی کمک مربی آقای جهانپور بودند. بعد از سال اول حضورم در سپیدرود یک دوره آقای احمد صومی مربی سپیدرود شدند و دوباره آقای جهانپور به مربیگری این تیم برگشتند. در سال 76 به عنوان یار قرضی از سپیدرورد به استقلال رشت منتقل شدم. در آن زمان مربی تیم آقای فرهاد کاظمی بودند که هنوز هم بعد از گذشت سالها با ایشان در ارتباطم. سال بعد از آن یعنی در فصل 77-78 به ملوان رفتم. این تیم در آن زمان آقای نصرت ایراندوست را به عنوان سرمربی خود در اختیار داشت. اولین بازی که به عنوان یار ثابت بازی کردم در مقابل پرسپولیس در تاریخ 29/12/77 بود.

اواخر سال 78 به چوکا برگشتم. آن زمان لیگ برتری در کار نبود و چوکا در دسته 1 با مربیگری آقای بهمن صالح نیا بازی می کرد. در آن سال تیم در جدول وضعیت مناسبی نداشت و سقوط کرد. در نیم فصلی که در چوکا حضور داشتم برای این تیم 6، 7 گل به ثمر رساندم.

بهترین همبازی ها و هم دوره ای های شما چه کسانی بودند؟

بهترین دوران بازی من زمانی بود که از جوانان چوکا به تیم بزرگسالان پیوستم. کسانی را دیدم که آرزوی دیدنشان را داشتم. آقایان محمود فکری، حمیدرضا منصوری، غلام محمدوند، مهدی تنهایی، حمید محمدیان، رحمت فیضی و دیگر دوستان تیم بزرگسالان چوکا. همچنین افتخار همبازی شدن با آقای سید علی محمدی کاپیتان منتخب گیلان و استقلال رشت ، افشین ناظمی و حسن پاکدل را در زمان بازی در استقلال رشت داشتم. دروازه بان ما آن زمان آقای هوشنگ نبی زاده بودند که از استقلال انزلی به استقلال رشت منتقل شده بود. کلاَ از آنجایی که من از سال 72، 73 و از حدود 17 سالگی در لیگ بازی می کردم، افتخار همبازی شدن با بسیاری از بزرگان فوتبال گیلان نصیبم شد. در ملوان با بزرگانی مانند فرهاد پور غلامی، محمد حبیبی، بیژن شجاعی، پایان رافت، فاضل قدیری و بهروز فداکار همبازی بودم.همچنین با آقایان مهران مطلبی، اسماعیل قویدل، سیروس صحراگرد، مجید فردی، علی احمدی صفت و علاوه بر آنها مرحوم عبدالله پندیدن کاپیتان تیم سپیدرود در سال 75 در جام سرداران نیز در تیم سپیدرود رشت همبازی بودم.

از بزرگان فوتبال گیلان از بازی چه کسی لذت می بردید و دوست داشتید مانند او بازی کنید؟

البته بزرگان زیادی در فوتبال گیلان حضور داشتند که خوب و قوی ظاهر شدند اما گذشته از مرحوم سیروس قایقران، بازی محمد فکری را خیلی دوست داشتم.

بدترین خاطره بد فوتبالی شما چه بود؟

بدترین خاطره فوتبالی من در جام سرداران اتفاق افتاد. در سال 75 قبل از بازی تیم سپیدرود بود که مشغول گرم کردن بودیم. اتفاقا آن روز دو به دو گرم می کردیم که من و مرحوم عبدالله پندیدن با همدیگر مشغول گرم کردن بودیم. قبل از شروع بازی بود که آقای پندیدن ناگهان براثر سکته درگذشتند. این اتفاق جلوی چشم من و سایر بازیکنان حاضر در زمین رخ داد که اتفاق بسیار بد و ناراحت کننده ای بود. غیر از مرحوم پندیدن، تیم سپیدرود مسئول تداراکتی داشت که به موسی کلیدساز معروف بود. خدا رحمتش کند، او هم بعد از آوردن آب در کنار زمین، جلوی چشممان به رحمت ایزدی پیوست که بسیار اتفاق تلخ و تکان دهنده ای بود.

یکی از بهترین خاطرات فوتبالی شما چه بود؟

بهترین خاطره فوتبالی من گلی بود که در زمان بازی در ملوان به ساپیا زدم. من آن گل را خیلی دوست دارم و آن را یکی از بهترین لحظات فوتبالی ام می دانم. اما اکثر فوتبال دوستان بهترین گل من را گلی می دانند که به فجر سپاسی زدم، دروازه بان آن روزهای فجر آقای سعید عزیزی بود و تقریبا از وسط زمین به ایشان گل زدم که یکی از زیباترین گل های لیگ شد.

بازی کدام بازیکن فوتبال خارجی را دوست دارید؟

من بازی زیدان را می پسندیدم و دوست نداشتم هیچ وقت از فوتبال برود. اما در حال حاضر از حق نگذریم، مسی و کریستیانو رونالدو یک سر و گردن از همه بالاترند.

در پست خودتان در فوتبال امروز بازی چه کسی را دوست دارید؟

مجتبی جباری و محرم نوید کیا.

شما جزء معدود بازیکنان متولد انزلی بودید که اکثر دوران فوتبالی تان را به عنوان بازیکن در رشت گذرانید. نظرتان در این مورد چیست؟

راستش من در تمام تیم های مطرح گیلانی فوتبال بازی کردم، چوکای انزلی، چوکای تالش، ملوان انزلی، سپیدرود و استقلال رشت. همانطور که گفتم به مدت تقریبا 4 سال هم در رشت مشغول بازی بودم که از حضورم در آنجا خیلی خوشحالم. خدایی مردم رشت، مردم خیلی خوبی هستند.

شما آخرین باری که به استادیوم عضدی رشت تشریف آوردید، فصل گذشته و بازی بین تیم های داماش و صبا بود که در آن بازی مورد تشویق تماشاگران داماش قرار گرفتید. چه احساسی داشتید وقتی بعد از مدت ها به استادیوم عضدی رفتید؟

من از سال 78 که از سپیدرود رفتم دیگر استادیوم عضدی را ندیده بودم تا آن روز. عده ای از پیشکسوتان فوتبال عید آن سال پیش من آمدند. آقایان مهدی تنهایی، اسماعیل راستی، اکبر فرضی، علی بهارمست و دیگران ، که از من خواستند که بعد از مدت ها به ورزشگاه بیایم. از همه این عزیزان و دیگر دوستان که اسمشان را نیاوردم ممنونم. خیلی خوشحال شدم که به ورزشگاه آمدم و روحیه ام خیلی بهتر شد. من حتی 4، 5 سال بود که در انزلی هم به ورزشگاه نمی رفتم اما حالا دوباره به ورزشگاه می روم.

در حال حاضر مشغول انجام چه کاری هستید؟

بعد از 12 سال و آمدن آقای هدایتی، آقای درودگر من را به سمت مشاور مدیر عامل باشگاه ملوان منصوب کردند.

اگر مایلید و باعث ناراحتی شما نمی شود کمی در مورد آن حادثه بدی که در زندگی تان اتفاق افتاد برای مخاطبان ما بگوئید.

تقدیر بود دیگر. 13 بهمن سال 79 بود که از تمرین تیم چوکا بر می گشتم که اطراف سنگاچین لاستیک جلو و عقب ماشین در سمت راننده که خودم بودم منفجر شد و من از ماشین به بیرون پرتاب شدم. اصلا آن روز قرار بود تمرین در شهرک چوکا برگزار شود اما به دلیل نا آماده بودن زمین، تمرین را به سنگاچین منتقل کردند. من هم ساک و وسایلم را بعد از تمرین جا گذاشته بودم. به شهرک چوکا که رسیدیم دوش گرفتم و بعد از آن ماشین یکی از دوستانم، آقای صابر تقی زاده را گرفتم تا بروم ساک و وسایلم را بیاورم که این اتفاق درست 1 کیلومتر بالاتر از محل تمرین آن روزمان در سنگاچین برایم افتاد. از مروم عزیز هم می خواهم که برایم دعا کنند تا انشاء الله در شرایط جسمانی ام بهبود حاصل شود.

بعد از آن حادثه ناگوار آیا مسئولین جویای حالتان شدند و به خواسته های شما رسیدگی کردند؟

دست همه مسئولین درد نکند، من همه مسئولین را دوست دارم. انتظار خاصی هم از کسی ندارم. اما واقعا از مسئولین تقاضا می کنم که کاری را که نمی توانند انجامش دهند، قولش را هم ندهد. بسیاری از مسئولین آمدند و قول پشت قول دادند و هیچ کاری هم انجام ندادند. همانطور که گفتم من از کسی انتظار خاصی ندارم، فقط ای کاش نمی آمدند و آن همه قول هم نمی دادند. اما یکی از تنها کسانی که به من قول داد و به آن عمل کرد حاج آقا دادکان بودند که در سال 84 یا 85 بود که آمدند و من را استخدام فدراسیون فوتبال کردند.

به عنوان یک پیشکسوت فوتبال چه صحبتی با جوانان امروزی دارید؟

البته من پیشکسوت نیستم امَا با بسیاری از پیشکسوتان امروزی فوتبال افتخار همبازی بودن را دارم. همه می دانند فوتبال بدون تماشاگر معنا ندارد. مثلا ببینید داماش دو بازی بدون تماشاگر برگزار کرد واقعا دیدن این فوتبال لذتی ندارد.

و حرف پایانی.

راستی، جا دارد از حاج آقا الماس خاله هم تشکر بکنم. من مدتی که در سپیدرود بازی می کردم با ایشان رابطه خوب و صمیمی داشتم. اما حرف آخر اینکه واقعا از تماشاگران می خواهم که در ورزشگاه به احساساتشان کنترل داشته باشند. اینجا در انزلی هم همینطور است، در حرف راحت است، همه می گویند باید جو ورزشگاه ها درست شود اما در عمل کار سختی است. واقعا تعجب می کنم که با وجود رفاقت بین بسیاری از بازیکنان رشت و انزلی چنین حساسیت بی خود و ناراحت کننده ای بین تماشاگران وجود دارد. من خواهش می کنم از همه تماشاگران چه در رشت و چه در انزلی از توهین به هدیگر خودداری کنند. واقعا اگر تیم های ما موفق تر شوند و یا حتی تعداد تیم های ما در لیگ های سطح بالاتر بیشتر شود به نفع همه است، هم به نفع فوتبال استان و هم به نفع تماشاگران. من پیشنهاد می کنم که با تشکیل کانون هواداران منسجم و منظم بیشتر امکان کنترل کسانی که به خاطر فحاشی به ورزشگاه ها می آیند به وجود آید.

و در پایان از شما برای انجام این مصاحبه تشکر می کنم.

 

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

  • آخرین اخبار
  • گوناگون
پيشنهاد سردبير
ويژه نامه
تعداد شماره ها: 0