امروز یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۸
۲۳:۵۹:۳۶ - شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۴
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
مصاحبه؛ اصغر که بود، که شد، چه شد (اختصاصی با اصغر رسول زاده)
اصغر رسول زاده یکی از مشهورترین فوتبالیست های تالش است که روزگاری توانست با درخشش در تیم ملوان، به تیم استقلالی دعوت شود که ناصر حجازی هدایت آن را بر عهده داشت و در ادامه ی روند خوب خود توانست به تیم ملی نیز دعوت شود. در مصاحبه ای که در شماره ی دوم مجله […]

اصغر رسول زاده یکی از مشهورترین فوتبالیست های تالش است که روزگاری توانست با درخشش در تیم ملوان، به تیم استقلالی دعوت شود که ناصر حجازی هدایت آن را بر عهده داشت و در ادامه ی روند خوب خود توانست به تیم ملی نیز دعوت شود. در مصاحبه ای که در شماره ی دوم مجله ی “دیروز و امروز فوتبال تالش”منتشر شده بود، وی از روزهای فوتبالی خود گفت و اینکه چطور شد از سطح اول فوتبال دور شد و به عرصه ی مربیگری رو آورد.

 

چند خط برایش
سریع مثل باد بود و خشن مثل رعد اما سناریوی موفقیتش به مانند سری فیلم های «سریع و خشن» دنباله دار نبود. خیلی زود پر و بال در آورد و پرواز کرد.آنقدر سریع اوج گرفت که در برابر خستگی ناشی از پروازش تاب نیاورد.بلی، او تاب نیاورد. شاید ره صد ساله را یک شبه رفت.فرارهای دیوانه کننده اش در زمین را به بیرون زمین نیز انتقال داد و از تمرینات حجازی و استقلال گرفته تا تیم ملی دل می کند و به سمت ندای احساسش پیش می رفت. او عاشق شده بود، باز تاب نیاورد.در اوج دوران فوتبال حرفه ای خود ازدواج کرد.همین ؟ نه، طعم شیرین شهرت، جوان تیز و کوتاه قد تالش را اغوا کرده بود.اواخر تابستان ۷۵ به صورت قرضی از ملوان به استقلال پیوست.خوب بود،خوب تر شد، به تیم ملی دعوت شد، دیگر در کانون توجه بود.خودش می گوید اصغر وقتی به استقلال رفت اصغر شد.عزیز شدن را دید، محبوب شدن را هم نیز! ولی رفتنش از ملوان بی آمد نبود و باید بر می گشت.خواست که در استقلال بماند، خواستند که در استقلال بماند اما ملوانی ها نخواستند که در استقلال بماند.بار دیگر تاب نیاورد.خسته و بی انگیزه در گیلان پا به توپ شد.لذت حضور در بین آبی های پایتخت برایش زهر شده بود.گویی دریافته بود که دیگر مثل حضورش در استقلال زیر ذره بین نخواهد بود.چه بسا اگر کسی به او آگاهی می داد و اراده ای پولادین در او بارور می کرد،  بر می گشت.از کجا معلوم شاید خودش نخواست که تفهیمش کنند چرا که او یک دنده ی قهاری بود.پسر بچه ی دیروز که به خاطر فوتبال، کشیده های نر و ماده ی زیادی از مادر به یادگار داشت و در میثم، هما، شاهد، چوکا و استقلال اهواز هم حضور داشت، در ۳۱ سالگی حضور در مستطیل سبز را به صورت حرفه ای بر خود منع کرد. دیگر میل به دویدن نداشت و پا در کسوت مربیگری گذاشت.سال ها می گذرد از فرار های ویران کننده اش و گام های ریز و تندش و چه ولوله ای در دل های تالشانِ فوتبال دوست به پا میکرد.او هم اکنون با خاطراتش زندگی می کند،با شوآن و اهورایش با آرتیمیسش با چند آلبوم عکس های سیاه و سفید و رنگی با چند VHS از بازی هایش.

 

اصغر رسول زاده در جوانی

اصغر رسول زاده در جوانی

 

معرفی…
متولد سال ۴۹ در تالش هستم.
 از روزگار کودکی خود بگویید.
در زمان کودکی گاراژی برای اتوبوس ها در محل پاساژ شیخی فعلی وجود داشت که از شیشه و سرنگ و این دست مواد در آن وجود داشت و به نوعی آنجا محل بازی کردن ما بود و با تیم هایی که از کوچه های گل سرخ و مسجد جامع بازی دوستانه انجام می دادیم.پس از آن به زمین تختی و زمین کوچکی که هم اکنون سکوهای پوریای ولی در آن حضور دارند می رفتیم و در قالب تیم های ۵،۶ نفره با یکدیگر بازی می کردیم.با آنکه در آن زمان از جثه ی کوچکی برخوردار بودم ولی به دلیل آنکه به فوتبال علاقه ی زیادی داشتم و جنب و جوشم زیاد بود، از سایر دوستان خود به لحاظ فنی بالاتر بودم و رهبری جمع را بدست داشتم و به همین دلیل با بزرگترهای کوچه نیز بازی می کردم.بارها شده بود که به دلیل قد کوتاهی که داشتم در مسابقاتی مانند آموزشگاهی به من فرصت بازی نمی رسید.
چطور شد که به صورت حرفه ای فوتبال را دنبال کردید؟
در دوران مدرسه که ۱۶ سال بیشتر نداشتم، بازی گل کوچکی بین دو تیم شریعتی و طالقانی برگزار شد که آقای بهرامیان در آن بازی حضور داشتند و من نیز عملکرد خوبی از خود نشان دادم.پس از آن بازی به دعوت آقای بهرامیان در تمریناتش شرکت کردم و این در صورتی بود که پیش از آن در بازی رسمی ای در چمن تجربه ی بازی نداشتم.پس از مدتی به تیم امید هلال احمر رفتم و زیر نظر گودرز جعفری پا به توپ شدم.با شکل گرفتن تیم هما، عده ای از بازیکنان هلال احمر، به تیم هما نقل مکان کردند و همین موضوع باعث شد ما به تیم بزرگسالان هلال احمر برویم و متاسفانه امید های هلال احمر منحل شد.
پس از آن در چه تیم هایی حضور داشتید؟
پس از هلال احمر، یک سال نیز در تیم میثم  حضور داشتم و سال بعد از آن در هما مشغول به بازی شدم و اگر هما نیز منحل نمیشد، فوتبال من نیز به مانند فوتبالیست های دیگر این تیم در همین تیم به اتمام می رسید.

 

اصغر رسول زاده در جوانی

اصغر رسول زاده در جوانی

 
علت این موضوع چی بود ؟
محبوب بودن تیم هما در نزد هواداران.نکته ی جالب نیز این موضوع بود که در آن سال ها طعم حضور در لیگ ۲ استان را می چشید که به دلیل سطح بالای بازیها با لیگ ۲ کشوری امروز برابری می کرد.
خانواده مشکلی با بازی کردن شما نداشتند؟
خب به هر حال در آن زمان فوتبال برای خانواده ها در تالش معنا نشده بود و مشکلات اقتصادی خانواده ها و عدم پرداخت حقوق از طرف باشگاه ها که گاها مجبور بودیم از جیب خودمان خرج کنیم، مخالفت خانواده را به همراه داشت و به یاد دارم که کتک های زیادی از مادرم به دلیل بازی کردن فوتبال خوردم البته اولین کسی که در تیم هما حقوق دریافت کرد من بودم و فکر می کنم بین سال های ۶۸-۶۹ بود که ماهیانه مبلغ ۱۰۰۰ تومان از آقای یدا… اسلامی که مدیر تیم بود دریافت کردم.
از فوتبالیست های هم دوره با شما کدام بازیکن ها می توانستند در رده های بالای کشوری حضور داشته باشند؟
همیشه گفتم الگوی من در فوتبال عوض جدی بود و همواره یکی از بهترین بازیکنان تالش بودند و حتی به تیم آرارات هم دعوت شدند.همچنین ابراهیم بهرامیان، جعفر شکارسری و اسرافیل عباس قلی زاده.
 و پس از هما … ؟
پس از هما دو سال در تیم شاهد حضور داشتم که پس از حضور موفق در این تیم به ملوان انزلی پیوستم اما به دلیل سرباز بودن در تیم فجر قدس مشغول به بازی شدم.مقصد بعدی من پس از اتمام دوران خدمت بازی برای ملوان انزلی بود که از این تیم توانستم به استقلال تهران راه پیدا کنم.

 

اصغر رسولزاده در ملوان

اصغر رسولزاده در ملوان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از چگونگی دعوت خود به استقلال تهران بگویید.
من در سال ۷۴ که پیراهن ملوان را بر تن داشتم، دیداری در نیم فصل اول با ماشین سازی تبریز داشتم که ناصر حجازی سرمربی این تیم بود و در آن بازی یک گل زدم و چند گل نیز نزدم و در مجموع عملکرد خوبی از خود نشان دادم.در نیم فصل دوم مرحوم حجازی سرمربی استقلال شد و در دیداری که با استقلال در انزلی داشتیم و این بازی با برتری ۲ بر ۰ ما همراه بود، یک گل زدم و باعث شدم مدافع استقلال از زمین بازی اخراج شود.پس از اتمام لیگ به عنوان یار کمکی چوکا در جام خزر شرکت کردم و استقلال نیز در این جام حضور داشت.درآن رقابت ها نیز نمایش قابل قبولی از خود بر جای گذاشتم که در نتیجه ی آن باعث شد ناصر حجازی در صدد جذب من برآید.
از ملوان به تیم ملی دعوت شدید؟
بله، قبل از پیوستن به استقلال در مسابقاتی به نام سرداران به همراه تیم ملوان شرکت داشتیم که از طریق روزنامه ها متوجه شدم به تیم ملی دعوت شده ام و این در صورتی بود که اصلا این موضوع را باور نمی کردم و دعوت شدن به تیم ملی همزمان شده بود با اتمام کارهای پیوستنم به استقلال.
 سرمربی تیم ملی در آن سال که بود ؟
محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی و مجید جهانپور نیز به عنوان کمک مربی سکان هدایت تیم ملی را بر عهده داشتند.
 به صورت قرضی به استقلال پیوستید؟
بله، پس از اتمام لیگ، ملوان به دسته ی پایین تر سقوط کرد و شهریور ۷۵ در ازای دریافت سه میلیون تومان از باشگاه استقلال، من را یک فصل و نیم به عنوان یار قرضی رهسپار استقلال کردند.
 از سال های حضور در استقلال بگویید.
خب استقلال تیم بزرگی بود.گاها در تمرینات این تیم شاهد حضور ۴ هزار نفر بودیم و پس از پیوستن به استقلال و بازی های خوبی که برای این تیم انجام دادم دیگر در کانون توجه بودم و به نوعی طعم شهرت را می چشیدم. هضم کردن چنین موقعیتی برای من آسان نبود و یک سری از اتفاقات باعث شد تا حضورم در استقلال دوام زیادی نداشته باشد.

 

اصغر رسول زاده در استقلال

اصغر رسول زاده در استقلال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چه شد که از استقلال جدا شدید و چه عواملی باعث شد اصغر رسول زاده از دوران اوج خود فاصله بگیرد؟
یکی از علت ها قرضی بودن من در استقلال بود و پس از پایان قراردادم باید به ملوان باز می گشتم.با توجه به عملکرد خوبم در استقلال، آقای حجازی نیز تمایل به ماندن من داشتند و حتی حاضر شدند در آن سال مبلغ ۲۰ میلیون تومان نیز به ملوان بدهند که متاسفانه مدیران ملوان با این قرار داد موافقت نکردند.نمی توان گفت ملوان تیم کوچکی است و سوابق این تیم برای همه روشن است اما پذیرش جدا شدن از استقلال با آن میزان محبوبیت و تماشاگر برای من سخت بود.خلاصه بگویم در استقلال به شهرت رسیده بودم و آمدن به ملوان ممکن بود موقعیت هایی که در استقلال به دست آورده بودم را به خطر بیاندازد.از قضا این اتفاقات همزمان بود با پیشنهاد پرسپولیس به من و طی صحبت هایی که علی پروین با من داشت، تقریبا کارهای حضورم در پرسپولیس به اتمام رسیده بود که نمی دانم چه موضوعی باعث شد تا این انتقال صورت نگیرد و به جای من پایان رافت به پرسپولیس پیوست.
از طرف دیگر بحث ازدواج من بود که شاید یکی از بزرگترین اشتباهات زندگی ام، ازدواج در آن مقطع زمانی و اوج دوران حرفه ای بود.داستان ازدواج من همراه بود با هفته های پایانی حضورم در استقلال و تمام فکر و ذکرم را معطوف ازدواج کردم به طوری که حتی اردوی تیم ملی را هم ترک می کردم.من شش دوره به اردوی تیم ملی دعوت شدم و هر بار به دلایل نامعلومی خط خوردم و چنین برخوردی باعث شده بود دو بار نیز با وجود دعوت شدن به تیم ملی در تمرینات حضور پیدا نکنم که نزدیک بود با محرومیت نیز مواجه شوم.البته به یاد دارم که اواخر حضورم در استقلال که به اردوی تیم ملی دعوت شدم، به دلیل آنکه برای اولین بار در اردوی تیم ملی حضور داشتم و مدت زیادی از خانواده به دور بودم، نتوانستم تحمل کنم و اردو را ترک کردم!
مجموع این اتفاقات باعث دلسردی من از بازی کردن و شرکت نامنظم در تمرینات شد و پس از آمدن به چوکا، بی انگیزگی به اوج خود رسید.فکر می کنم اگر از یک منطقه ی فوتبال خیز رشد می کردم و مشاور آگاهی در کنارم داشتم تا موقعیتی که در آن حضور داشتم را برای من قابل لمس می کرد و پله پله مراحل فوتبال را طی می کردم، شاید اوضاع اکنون به شکل دیگری بود.قبل از پیوستن به استقلال و در نیم فصل اول بود که در ملوان بودم، فرصت چندانی به من برای بازی کردن نرسید و در نیم فصل دوم با آمدن بهمن صالح نیا به ترکیب اصلی آمدم و از آنجا به تیم ملی و استقلال رسیدم.هضم چنین اتفاقی برای من سخت بود اما قبول دارم که اشتباهات متعددی انجام دادم.تمرینات استقلال را رها می کردم و در مسابقات محلی تالش حضور پیدا می کردم فقط به این خاطر که فکر می کردم اگر با دوستان خود بازی نکنم این برداشت را خواهند داشت که چون در استقلال بازی می کند ما را تحویل نمی گیرد!

 

اصغر رسول زاده در استقلال

اصغر رسول زاده در استقلال

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقصر اول ناکامی در فوتبال خودم بودم و اگر به مانند امروز مدیر برنامه داشتم مطمئنا موفق تر بودم.در دوره های حضور در استقلال و ملوان، پیشنهاد هایی از امارات، ترکمنستان، ارمنستان و هند نیز داشتم اما برخی را باشگاه ها به گوش من نرساندند و برخی از تیم ها مثل شارجه را خود به دلیل مخالفت خانواده رد کردم.

 

 

اصغر رسول زاده در چوکا

اصغر رسول زاده در چوکا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 استقلال اهواز آخرین تیمی بود که در آن حضور داشتید؟
بله، من در ۳۱ سالگی فوتبال را کنار گذاشتم و آخرین تیمی که در آن حضور داشتم استقلال اهواز بود و پس از آن در عرصه ی مربیگری مشغول به فعالیت شدم.
 الگوی مربیگری شما کیست ؟
خوشبختانه من اکثرا با مربیان با دیسیپلین و دانایی کار کردم اما الگوی مربیگری من که بیشتر کارهای خود را از وی الگو برداری کرده ام فیروز کریمی است که در استقلال اهواز مربی من بود.
نظر خود را در رابطه با مربیان شاغل تالش بگویید.
نسل امروز دیگر با گذشته تفاوت پیدا کرده است.بازیکنان امروز دیگر دیسیپلین خشک را نمی پذیرند و در واقع امروزه ارتباط عاطفی بین مربیان و بازیکنان از اهمیت بالایی برخوردار است و در برخی موارد نیاز می باشد که مربی به بازیکن خود حتی باج بدهد و به مانند یک دوست در کنار بازیکن باشد.در گذشته به این شکل نبود و اکنون نیز برخی از مربیان پیشکسوت نمی توانند با جوان تر ها ارتباط خوبی برقرار کنند.در ادامه باید بگوییم که مربیان ما نیازمند دانش بیشتر هستند و در این راه باید با مربیان دیگر ارتباط باشند و کارهای تمرینی آنان را نیز مشاهده کنند و با فوتبال روز دنیا همگام باشند.نسل امروز ما می داند کدام تمرین و تاکتیک با فوتبال روز همگام نیست و مواردی از این دست مربی را ملزم می کند که بیشتر بداند.اما در طرف دیگر رابطه ی بازیکنان امروز با مربیان خود نیز صحیح نمی باشد.به نسل گذشته توجه کنید و می بینید که رابطه ی دوستانه ای بین بازیکنان و مربیان دیروز وجود دارد.بازیکنان امروز خود را بالاتر از نسل گذشته می دانند و به همین دلیل احترام متقابل وجود ندارد.من در خوزستان فعالیت داشته ام و زندگی کردم و بارها دیده ام که بازیکنان پیشکسوت قبل از تمرین دست مربی خود را می بوسند.باید قبول کرد که پیشرفت در حوزه ی مربیگری آن هم در شهر تالش بسیار سخت و دشوار است.حمایت از مربیان این خطه بسیار ضعیف است و متاسفانه همواره این معضل مشاهده شده که حسادت عده ای باعث شده اتهامات واهی به کسانی زده شود که سعی دارند به فوتبال تالش کمک کنند.چنین جریاناتی درباره ی شخص من نیز وجود دارد و بنده هم سعی کردم با تاسیس آکادمی فوتبال نقشی در شکوفا کردن استعداد های تالش داشته باشم اما از این عمل من برداشت هایی سوء می شود که عادلانه نیست.مربیان جوانی در شهر خود داریم که از تبلیغ آکادمی خود ترس دارند چرا که ممکن است از سوی عده ای به سخره گرفته شوند.چه ایرادی دارد که دست مربیان جوان تر گرفته شود.لازم به ذکر است که بگوییم تا کنون مشاهده نکرده ام که مربیان شاغل در تالش با یکدلی به کار گروهی بپردازند.متاسفانه برخی حرف های زیادی در پشت پرده علیه همکاران خود می زنند و برای آنکه همکار خود را به زمین بزنند از هر راهی استفاده می کنند.
چنین موضوعاتی در بین بازیکنان تالش و شما بوده است؟
ابتدا باید بگویم که من در تیم ملی حضور داشتم و با پیراهن استقلال نیز در میادین حضور داشتم و باید پذیرفت که در آینده ای نزدیک بازیکنی از تالش به چنین افتخاری دست نخواهد یافت.کسانی که مرا می شناسند، می دانند که هیچگاه از موقعیت خود سوء استفاده نکردم و به برخی از بازیکنان تالش نیز کمک کرده ام که در تیم های رده های بالای کشور حضور پیدا کنند.نکته ی جالب این بود که برخی از من خواستند تا شرایط را برای حضور آنها در تیم های سطح بالای کشور فراهم کنم اما در آخرین دقایق راه خود را در پیش می گرفتند و چنین کارهایی باعث می شود تا اطمینان من از بازیکنان تالش صلب شود و دیگر کاری برای آنها انجام ندهم چرا که به اعتبار من لطمه وارد می شود.اما این که چرا بازیکنان به یکباره تغییر عقیده می دهند برای من مبهم است.شاید برخی نمی خواهند بازیکنی از طریق رابطه با من در تیمی حضور داشته باشند.
از عملکرد هیئت فوتبال تالش بگویید و نظرتان درباره ی انتقادهایی که از این هیئت می شود چیست؟
باید گفت هیئت فوتبال تالش در متن کار نیست و فعالیت آن شکل منسجمی ندارد.سوالی که برای من وجود دارد این است که چرا نباید به مانند گذشته لیگ تالش نداشته باشیم.همه چیز را نباید در پول خلاصه کرد.آیا اگر تیم ها فقط موظف بودند هزینه ی لباس خود را بپردازند و هزینه ی کرایه ی زمین و سایر مقدمات بر عهده ی هیئت بود، باز هم لیگ تالش در خاموشی به سر می برد؟با وضع سخت موجود در جامعه ی امروز ما، تیم ها چگونه می توانند از پس هزینه های هنگفت تیم داری بر آیند.هیئت ما از وجود فوتبال دوستان خالی شده و باید پذیرفت که دیگر اسالم قدرت اول منطقه می باشد چرا که در برگزاری هر چه بهتر لیگ شهر خود موفق عمل کرده است و مهمتر از آن اینکه این روال تداوم داشته است.
به ریاست هیئت هم می اندیشید؟
به هر حال با توجه به تجاربی که دارم می توانم در این راه نیز اقداماتی انجام دهم.البته برخی از دوستان در این راه من را همراهی نکردند.
سخن آخر
آرزو دارم لیگ تالش به مانند گذشته برگزار شود تا استعدادهای تالش روز به روز شکوفا شوند و امیدوارم قدیمی های تالش فراموش نشوند.

 

داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب

ديدگاه بسته است.


  • آخرین اخبار
  • گوناگون
پيشنهاد سردبير
ويژه نامه
تعداد شماره ها: 0